تبليغاتX
Torpağım
Torpağım
mən öz torpağımı sevdim ürəkdən … özgə torpağında gözüm olmadı

برای حفظ سلامت و تامین امنیت جانی زندانیان سیاسی آذربایجان به حمایت بین المللی احتیاج داریم

علیرضا جوانبخت – سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان

صالح کامرانی وکیل آذربایجانی هم چند روز پیش بازداشت شد. فشارهای وارده بر فعالین سیاسی آذربایجان به نحو حیرت انگیزی افزایش یافته است. در چند ماه اخیر عده زیادی با حمله ناگهانی نیروهای اداره اطلاعات در محل کار٬ خیابان و اماکن عمومی دستگیر شده اند. در مورد بسیاری از دستگیر شدگان محل نگهداری آنها بعد از هفته ها به خانواده شان اطلاع داده شده است. اکثر آنها خصوصاْ سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار زنجانی به شدت شکنجه شده و به طرق وحشتناکی مورد تهدید قرار گرفته اند. در مورد چند تن از زندانیان از جمله هادی حمیدی شفیق دانشجوی زندانی در ارومیه و عباس لسانی فعال شناخته شده اردبیلی پرونده های جدید باز شده و به مدت حبس آنها اضافه گشته است. اخبار بسیار موثقی از وارد کردن فشارهای سنگین بر سعید متین پور به منظور اعترافگیری مقابل دوربین وجود دارد.

 سعید متین پور و چندین تن دیگر از دستگیر شدگان ماههای اخیر چهره های میانه رو٬ روزنامه نگار و فعالان حقوق بشری هستند که سابقه فعالیتهای قانونمند و شفافی را داشته اند. توجه به شیوه دستگیری این فعالان و همچنین نوع فعالیت آنها تلاش وزارت اطلاعات و ارگانهای امنیتی جمهوری اسلامی برای متشنج کردن اوضاع به خصوص در آذربایجان را آشکار می سازد. شواهد و قرائن موجود از آغاز یک پروژه در آذربایجان خبر می دهد. به طور قطع پروژه ای که از شهر زنجان نزدیکترین مرکز عمده فعالین هویت طلب آذربایجانی به پایتخت حرکت نموده و با بازداشت صالح کامرانی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر آذربایجانی ادامه پیدا کرده است٬ هدفش سرکوب و ساکت کردن فعالان مدنی و روشنفکرهای میانه رو آذربایجانی است. محتملاْ هدف نهایی این پروژه سرکوب٬ تزریق خشونت در حرکت ملی آذربایجان و سپس به دست آوردن بهانه های لازم برای حملات همه جانبه و گسترده تر به فعالان آذربایجانی در شهرهای مختلف خواهد بود. 

نهادهای افراطی وابسته به حکومت در اعتراضات گسترده خرداد ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶  ٬ تظاهراتهای اول مهرماه (روز بازگشائی مدارس) و ۲۱ فوریه (روز جهانی زبان مادری) نیز چنین اهدافی را دنبال کرده اند. به طور کلی تبدیل اعتراضهای آرام و دور از خشونت مردم آذربایجان به نا آرامیهایی همراه با حمله به مراکز دولتی و غیر دولتی و آتش زدن بانکها و اتومبیلها مورد نظر حکومت جمهوری اسلامی ایران بوده است.

برای حفظ سلامت و تامین امنیت جانی زندانیان سیاسی آذربایجان به حمایت بین المللی احتیاج داریم و از تمامی فعالان حقوق بشر٬ روزنامه نگاران٬ نویسندگان و روشنفکران تقضا داریم به کمک همکاران و همفکران آذربایجانی خود در زندانهای ایران بشتابند. 

آخرین اخبار در مورد عده ای از زندانیان آذربایجان:

سعید متین پور: شب چهرم خرداد ۱۳۸۶ در حالیکه به همراه همسر خود از یکی از خیابانهای زنجان عبور می کرده به طرز غیر معمولی دستگیر شده است. خانواده او مدتها از محل نگهداری وی بی اطلاع بوده اند. او هم اکنون در زندان اوین تهران به سر می برد. اخبار کاملاْ موثقی وجود دارد که متین پور برای دادن اعترافات مقابل دوربین تحت فشار قرار گرفته است. یکی از فعالین دانشجویی که اخیراْ از زندان اوین آزاد شده میگوید٬ سعید به شدت شکنجه گشته است و اورا به جاسوسی متهم کرده اند. اتهامی که اخیراْ در مورد بسیاری از فعالان آذربایجانی مطرح گشته است. خانم عطیه طاهری همسر سعید متین پور تنها از طریق چند مکالمه کوتاه تلفنی با همسرش ارتباط داشته است٬ مکالمه ای که متین پور فرصت یافته است چند بار جمله "بدان که من زنده ام" را تکرار کند. صدها تن از روشنفکران٬ نویسندگان و فعالان سیاسی با امضای طوماری خواهان آزادی سعید متین پور٬ جلیل غنی لو و بهروز صفری شده اند.

سعید متین پور بارها طی نوشته هایی در وبلاگ خود٬ به رفتار غیر قانونی دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران با محبوسان سیاسی اعتراض کرده است. او ۳۲ ساله و فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه تهران است. سعید وکیل مدافع ندارد.

امیر عباس بنای کاظمی: روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ مامورین اداره اطلاعات تبریز او را در منزل خویش دستگیر کرده اند. او حدود یک ماه در یکی از بازداشتگاههای اطلاعات تبریز تحت شکنجه در بازداشت بوده است. اما بعد از فرستاده شدن به بند ۹ زندان تبریز نیز گهگاهی موقتاْ به بازداشتگاه اطلاعات سپاه تبریز منتقل گشته است. خانم جمیله بنای کاظمی مادر امیر عباس که یک بار با فرزند خود ملاقات کرده است به بخش ترکی آذربایجانی رادیو آمریکا چنین می گوید: "وضعيت فرزندم نامناسب است، او به شدت شکنجه شده است و در اثر شکنجه های جسمی دندانهایش شکسته و صورتش کبود شده است. سلامت امیر در نتیجه شرایط سخت زندان به مخاطره افتاده است."

صالح کامرانی: شب شنبه ۲۷ مرداد از یک مجلس عروسی در شهرستان کرج توسط نیروهای امنیتی ربوده و به مکان نامعلومی انتقال داده شد. صالح کامرانی دیروز (۳۰ مرداد) طی تماس تلفنی که با همسر خود خانم مینا اصغری داشته از انتقال خود به زندان اوین خبر داده است. بنا به گفته همسر صالح کامرانی مادر صالح که ابتدا گوشی تلفن را برداشته بود گفته های صالح را متوجه نشد زیرا آنها به او اجازه نداده بودند با مادرش ترکی صحبت کند. خانم اصغری با توجه به چنین آغازی از بکارگیری شدت علیه همسرش بسیار نگران است. صالح کامرانی وکیل مدافع تعدادی از فعالان سیاسی آذربایجان و همچنین نشریه توقیف شده شمس تبریز بوده است. او بعد از اعتراضات گسترده ترکهای آذربایجان در خرداد ماه ۱۳۸۵ دستگیر و چندین ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و زندان اوین تهران بازداشت گردید. صالح کامرانی قرار بود در محاکمه روز ششم شهریور یوسف عزیزی بنی طرف نویسنده و روزنامه نگار عرب  وکالت او را بر عهده داشته باشد.

هادی حمیدی شفیق: این دانشجو که در زندان مرکزی ارومیه محبوس است٬ علیرغم دریافت دو حکم حبس ۱۰ ماهه و ۷ ماهه دوباره به دادگاه انقلاب ارومیه احضار شده است. احتمال طولانی تر شدن مدت حبس وی زیاد است. هادی حمیدی دانشجوی ۲۳ ساله معماری دانشگاه آزاد ارومیه اهل تبریز است. او شب ۲۰ آذر ۱۳۸۵ دستگیر شده و بعد از تحمل يك ماه حبس در بازداشتگاه اداره اطلاعات اورمیه همراه با شکنجه شدید و سپس محاکمه مجدد٬ به جرم شرکت در راهپیمایی غیر قانونی و اقدام علیه امنیت کشور به تحمل ۱۰ ماه حبس محکوم گشت. هادی حمیدی خرداد ماه ۱۳۸۶ در نتیجه شکایت معاون دادستان عمومی و انقلاب اورمیه و به جرم تهیه و داشتن سی دی با محتویات توهین به مقام معظم رهبری و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران به هفت ماه حبس دیگر محکوم شد. به گفته فعالین سیاسی اورمیه ای كه از زندان آزاد شده اند٬ دو انگشت هادی حميدی در اثر شکنجه هنگام بازجويی ها شكسته بود كه به علت كمبود مراقبت هنوز بهبود نيافته است.

جلیل غنی لو: ۵ خرداد امسال در زنجان دستگیر شده و بعد از مدتی به زندان اوین و سپس زندان زنجان انتقال داده شده است. غنی لو پیش از این در دوم اسفند ۱۳۸۵ همزمان با روز جهانی زبان مادری نیز بازداشت شده و پس از ۲۶ روز بازداشت در سلول انفرادی در زندانهای زنجان و بند ۲۰۹ زندان اوین به قید وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد شده بود. احتمال شکنجه شدن جلیل بسیار زیاد است. توکل غنی لو برادر جلیل می گوید:"جلیل در پی بازداشتش در روز جهانی زبان مادری در زنجان درمورخه دوم اسفند ۸۵ وشکنجه جسمی وروحی در جریان بازجوییها در بند ۲۰۹ زندان اوین وضع روحی خوبی ندارد "

 

 

سایر زندانیان سیاسی آذربایجان نیز در وضعیت بسیار نگران کننده ای به سر می برند. هم اکنون به جز سعید متین پور٬ جلیل غنی لو٬ بهروز صفری٬ صالح کامرانی٬ امیر عباس بنای کاظمی و هادی حمیدی شفیق عده دیگری از جمله کریم پذیره٬ ولی صیامی٬ ابراهیم معینی٬ رضا پاشایی (روزنامه نگار)٬ حسین فروهیده(خطیبی)٬ ایرج ناجی٬ مهدی (ائلمان) نوری (دانشجو)٬ ائلياز يکتلي (روزنامه نگار)٬ عباس لسانی٬ مسعود سلطانی در زندانهای زنجان٬ ارومیه٬ تیریز٬ نقده (سولدوز)٬ اردبیل٬ خوی و تهران زندانی هستند. دست کم ۵۰ نفر دیگر نیز بدون اینکه هویت آنها معلوم باشد در بازداشتهای مخفی و غیر رسمی شهرهای آذربایجان در حبس می باشند.

 

همچنین گزارشهایی نیز در خصوص دستگیری و بازداشت مهندس عبدالله عباسی جوان در تهران وجود دارد.

 

احکام صادره برای فعالان:

 

يونس زارعيون، دبير سابق تشکل آرمان دانشگاه آزاد اسلامي تبريز به شش ماه حبس تعزیری٬ گشتاسپ واثقی و محمود اصلانی به ۴ سال حبس به اتهام جاسوسی (اردبیل)٬ مهندس ابراهیم رشیدی شاعر و روزنامه نگار اهل مشکین شهربه ۵ ماه حبس تعزیری به اضافه ۲۰ ضربه شلاق٬ محکوم شده اند.

 

احکام صادره برای علیرضا قمی٬ هوشنگ تقی پور و عارف الوفی (دانشجو) در اورمیه توسط دادگاه تجدید نظر قطعی شده است. علیرضا قمی به یکسال حبس (به جرم فیلمبرداری از تظاهرات ۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری در ارومیه با دوربین موبایل) و هوشنگ تقی پور و عارف الوفی به جرم شرکت در همین تظاهرات به ۶ ماه حبس محکوم شده اند.

 

بیش از ۱۰۰۰ تن از دستگیر شدگان اعتراضات خرداد٬ هفته دوم تیر ماه٬ اول مهر (روز بازگشایی مدارس)٬ ۲ اسفند (روز جهانی زبان مادری) سال ۱۳۸۵ و اعتراضات خرداد ۱۳۸۶ شهرهای آذربایجان که با قرار کفالت و وثیقه آزاد شده اند در انتظار صدور حکم هستند و یا حکم حبس تعلیقی دریافت کرده اند. 

2  علیرضا جوانبخت قولونجو  | 

۳۰ شواری شهر و روستا و ۸ دهداری بخش‌های تابع شهر داورزن تهدید به استعفا کردند

علیرضا جوانبخت قولونجو

در تداوم اعتراضات مردم شهر داورزن (استان خراسان رضوی) ۳۰ عضو شوراي شهر و رستا و ۸ دهداري بخش‌هاي تابع شهر داورزن  در صورت اجرايي شدن مصوبه دولت در زمينه شهرستان شدن شهر ترک نشین جغتای و زير مجموعه قرار گرفتن شهر فارس نشین داورزن تهديد به استعفا كردند. آنها با امضای نامه اعتراض خود را به مصوبه دولت اعـلام كـردند. در این نامه عدم ســنــخــيـــت مـــردم دو بــخـــش بـــه لـحــــــاظ گــــــويــــــش، فـــــرهـــنـــــگ و قــــومــيــــت٬ به عنوان اولین دلیل برای غيركارشناسی و غيرمنطقی دانستن این مصوبه٬ عنوان شده است.

روزنامه همبستگی در شماره روز ۱۷ مرداد خود در این مورد چنین نوشته است:

"تصميم دولت در زير مجموعه قـراردادن داورزن بـه جغتای غير كارشناسی و اصولی است زيرا فاصله شهر داورزن تا جغتای۱۴۰ كيلومتراست كه برای رفتن به آن بايد از منطقه كوهستانی آن هم با قاطر و يا اسب رفت به عبارت ديگر داورزن وجغتای در دو طـرف كـوه قرار گرفته اند. مساله دوم مساله فرهنگي و گويش اين دو منطقه است مردم داورزن فارسی زبان و مردم جغتاي ترك زبان است . درست است كه ما همه ايـرانـی هـسـتيم ولی اين موضوع باعث بروز مشكلا‌ت بـرای مـردم ايـن دو مـنـطقه می كنند."

همچنین سـيـد آبـادي نـمـايـنده شهر سبزوار در واكنش به شهرستان شـدن جـغـتـای و زيـر مجموعه قرار گرفتن داورزن به خبرنگار روزنامه همبستگی چنین گفته است: مصوبه دولت دراين خصوص كاملا غـيـر عـلـمـي و كـارشـنـاسـي شـده اسـت و دولـت بـايد از اجــرايـي شـدن ايـن مـصـوبـه خـودداري كـنـد. زيـرا شـهـر داورزن از نـظـر تـاريـخـي، اجـتـمـاعـی و فـرهـنـگـی هیچ سنخیتی با جغتاي ندارد.

همچنین نوشته ای در همین زمینه در وبلاگ "جغتای شهر من" درج شده است. در قسمتی از این نوشته آمده است: "عده ای بر كرنا كرده اند كه گويش جغتای ترك است و داورزن فارس٬ بدانند كه استحكام دليلشان بسستی تار عنكبوت است و نشان فتنه چرا كه در اين صورت بايستی استانهای ترك زبان و كرد زبان وبلوچ فرياد بر مياوردند كه ما تهران را به پايتختي قبول نداريم چون آنان فارس زبانند و ما را درك نخواهند كرد در اين صورت آيا تا كنون ايراني باقي مانده بوده؟"

و یک توضیح از طرف خودم: دوست فارس زبانی پرسید که آیا فعالان حرکت ملی آذربایجان می خواهند آذربایجان از ایران جدا شود؟ جواب دادم که٬ ما برای به دست آوردن حقوق سیاسی٬ اقتصادی و فرهنگی خود مبارزه خواهیم کرد و این مبارزه تا روزی ادامه خواهد یافت که پرسیدن همین سوال از یک روشنفکر فارس وجهه منطقی پیدا کند. ما مایلیم بدانیم آیا روشنفکر فارس زندگی در کنار ترک آذربایجانی را که زبانش رسمی است٬ دانشگاه دارد و آگاه به زبان٬ فرهنگ و هویت تاریخی خود می باشد ـ و روشنفکر فارس نمی تواند او را آذری و آریایی بنامد ـ قبول خواهد کرد؟ به دوست فارس زبانم گفتم که آن روز و بعد از بررسی واکنش روشنفکر فارس قادر به دادن جواب کاملتری خواهم بود و اینکه ما در مسیر مبارزه و به دست آوردن حق تعیین سرنوشت اگرچه هزینه لازم را خواهیم پرداخت ولی به دنبال شیوه هایی پر هزینه نیستیم.

 

من نمی دانم در روز موعود روشنفکر فارس مانند ۳۰ شورای داورزن رفتار خواهد کرد یا نه؟! البته به این نکته هم توجه داشته باشیم که شهر جغتای اگرچه مرکز شهرستان شده است٬ ولی تمام مدارس این شهر همچنان به زبان فارسی خواهد بود و همچنان بسیاری ار جغتاییهایی که فارسی نمی دانند مشکل برقراری ارتباط با بعضی از مسئولین داورزنی شهر را خواهند داشت در حالیکه تمام مسئولین انتخاب شده از جغتای با اهالی داورزن و حتی همشهریان ترک خود به راحتی فارسی صحبت خواهند کرد. یعنی در واقع حتی بعد از مصوبه دولت این جغتای هست که زیر مجموعه داورزن خواهد ماند.

 

2  علیرضا جوانبخت قولونجو  | 

وضعیت نگران کننده زندانیان سیاسی آذربایجان

 

زندانیان سیاسی آذربایجان در وضعیت بسیار نگران کننده ای به سر می برند. اخبار کاملاْ موثقی در خصوص شکنجه سعید متین پور٬ جلیل غنی لو و امیر عباس بنایی کاظمی وجود دارد. هم اکنون سعید متین پور(روزنامه نگار- فعال حقوق بشر)٬ جلیل غنی لو٬ بهروز صفری٬ کریم پذیره٬ ولی صیامی٬ امیر فراهانی٬ ابراهیم معینی٬ حسین فروهیده(خطیبیایرج ناجی٬ ائلياز يئکنلی٬ مهدی (ائلمان) نوری(دانشجوامیر عباس بنایی کاظمی٬ هادی حمیدی شفیق(دانشجو)٬ ائلياز يکتلي(روزنامه نگار)٬ انصار قاراداغلی٬ چنگیز بخت آور٬ علی(سلیمان) شبانی٬ عباس لسانی٬ حسین رستمی٬ میر ستار محمدی و مسعود سلطانی در زندانهای زنجان٬ ارومیه٬ تیریز٬ نقده (سولدوز)٬ اردبیل٬ خوی و تهران زندانی هستند. دست کم ۵۰ نفر دیگر نیز بدون اینکه هویت آنها معلوم باشد در بازداشتهای مخفی و غیر رسمی شهرهای آذربایجان در حبس می باشند. احتمالاْ چند تن از زندانیان در خوی و نقده با اتهامات سنگینی نظیر جاسوسی روبرو هستند.

2  علیرضا جوانبخت قولونجو  |