تبليغاتX
Torpağım
Torpağım
mən öz torpağımı sevdim ürəkdən … özgə torpağında gözüm olmadı

گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان – آسمک

۲۲ مهرماه ۱۳۸۶ - چهارده اکتبر ۲۰۰۷

افزایش فشار بر نهادهای مدنی آذربایجان

توقیف نشریات و پلمپ دفتر مؤسسه های غیر دولتی

 

به دنبال فشارهای وارده بر دهها روزنامه نگار، فعال سياسی و حقوق بشر، وکيل دادگستری، استاد دانشگاه و اعضای سازمانهای غير دولتی آذربایجان که شامل صدور احکام حبس و شلاق٬ بازداشتهای موقت دراز مدت٬ بدون محاکمه و بدون وکیل همراه با شکنجه٬ ندادن اجازه ملاقات محبوسین با خانواده خود٬ تهدید خانواده زندانیها به خاطر عدم انتقال اخبار به رسانه ها و مراکز دفاع از حقوق بشر و توقیف هفته نامه های محلی و نشریات دانشجویی بوده است٬ موارد جدیدی از توقیف نشریات و پلمپ دفاتر مراکز فرهنگی- هنری و موسسه های غیر دولتی آذربایجان٬ صدور احکام جدید و وضعیت وخیم زندانیان عقیدتی در آذربایجان گزارش شده است.

 

پلمپ دفتر مؤسسه غیر دولتی "بیلیم یولو" در اورمیه

دفتر مرکز تحقیقات علمی- فرهنگی "بیلیم یولو"(راه دانش) به مدیریت مهندس حمید شافعی فعال سیاسی و فرهنگی با سابقه آذربایجان و از توركهاي سني مذهب اورميه روز هفدهم مهرماه پلمپ شده است.

هنوز دلايلی مبنی بر علت پلمپ اين N.G.O که با مجوز استانداری آذربایجان غربی تاسیس شده بود عنوان نشده است. موسسه بيليم يولو كه از سال ۱۳۸۲ اقدام به فعاليت در زمينه فرهنگ و ادب آذربايجان نموده است پيش از اين نيز بارها با تهديد مبني بر توقف فعاليت ها از سوي اداره اماكن نيروي انتظامي استان آذربايجان غربي و اداره اطلاعات اين شهر مواجه شده بود. فعالیتهای مؤسسه بیلیم یولو شامل برگزاری كلاسهاي آموزش زبان و ادبيات توركي و موسیقی آذربایجانی و جلسات شب شعر به زبان تورکی آذربایجانی به صورت هفتگی و همچنین مراسمهای بزرگی از جمله مراسم روز جهانی زن٬ روزجهانی کودک و سمپوزيوم "غرب آذربايجان در جنگ جهاني اول" بوده است.

 

این دومین N.G.O آذربایجانی است که در هفته های اخیر تحت فشار حکومت ایران قرار گرفته است. دو تن از اعضای هیأت موسس مؤسسه غیردولتی "اورین" خوی به نامهای ابراهیم جعفرزاده و شیرزاد حاجیلو مدتی پیش به جرم تلاش برای ترویج پانتورکیسم و فعالیت علیه امنیت ملی از از سوی دادگاه انقلاب خوی به یک سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

 

توقیف ماهنامه "دیلماج" در تبریز

 

ماهنامه اجتماعی٬ سیاسی٬ اقتصادی و فرهنگی "دیلماج" که به زبانهای تورکی و فارسی در تبریز منتشر می شد توقیف شده است. ابلاغیه‌ رسمی این حکم بدون دریافت اخطار قبلی روز سوم مهرماه به صاحب امتیاز و مدیر مسئول ماهنامه، مهندس علیرضا صرافی ارائه شده‌است.

 

به گفته علیرضا صرافی تاکنون تنها سه مورد ایراد از سوی اداره ارشاد اسلامی به دفتر نشریه رسیده بود که مربوط به شماره‌ ۱۷ (مربوط به ویژه‌نامه‌ زبان مادری) و شماره‌های ۱۴-۳۰ و ۳۱ (مربوط به ویژه‌نامه‌های مسئله‌ی زن) بوده است. ماهنامه دیلماج ویژه نامه هایی با موضوعهای٬ زبان مادری- مطبوعات آذربایجان - زن - فولکلور آذربایجان و فدرالیسم  و ... منتشر نموده است.

 

پلمپ آموزشگاه موسیقی "آذربایجان" در تبریز

 

آموزشگاه موسیقی آذربایجان که از سالها قبل توسط هنرمند مشهور تبریزی استاد حسن دمیرچی اداره می شد٬ توسط اداره اماکن استان آذربایجان شرقی پلمپ شد. پلمپ این آموزشگاه در حالی صورت می گیرد که طبق حکم دیوان عالی کشور حکم قبلی مبنی بر لغو مجوز فعالیت این آموزشگاه باطل شده  بود. استاد حسن دمیرچی مدیر آموزشگاه طی نامه ای سرگشاده به اقدام غیر قانونی اداره اماکن اعتراض کرده است. بعد از بازداشت استاد دمیرچی در خردادماه ۱۳۸۵ به جرم شرکت در اعتراضات علیه روزنامه ایران و صدور حکم یک سال حبس برای وی مجوز آموزشگاه موسیقی وی نیز لغو شده بود. او در نامه خود که روز ۱۳ مهرماه ۱۳۸۶ منتشر کرده ماوقع را توضیح داده است: وی پس از شش ماه حبس با قرار وثیقه آزاد شده و نسبت به لغو مجوز اعتراض کرده و بعد از ۸ ماه و با پیگیری وکیل خود آقای نقی محمودی دیوان عالی کشور رأی به برائت داده شده و حکم قبلی لغو شده است. علیرغم صدور رأی برائت٬ اداره اماکن اقدام به پلمپ آموزشگاه نموده و با مشاهده مخالفت مسئولین آموزشگاه ۳ مأمور کلانتری آموزشگاه را پلمپ کرده اند. آمموزشگاه موسیقی آذربایجان با ۱۲ معلم موسیقی و ۱۸۰ هنرآموز فعالیت می کرد.

 

ادامه توقیف هفته نامه "صدای ارومیه"

 

بنا به گفته های محمد رضا خادم شمس صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه صدای ارومیه هیچ جوابی به اعتراضات او در مورد لغو پروانه هفته نامه صدای اورمیه داده نشده است. بعد از اینکه مسئول امور مطبوعات اداره کل فرهنگ و ارشاد آذربايجان غربي با تماس تلفني از آقای خادم شمس خواست به استناد اعلام هيات نظارت بر مطبوعات شماره بعدي هفته نامه منتشر نشود و با اینکه دستور کتبی هيات نظارت بر مطبوعات مبنی بر لغو امتیاز هفته نامه به استناد تبصره ماده ۱۱ قانون مطبوعات در تاریخ ۲۹ تیرماه به ایشان ابلاغ شد٬ به گفته آقای خادم شمس هنوز هیچ گونه دلیل مشخص که بتواند موجبات قانونی لغو پروانه هفته نامه را فراهم کند به او ابلاغ نگشته است. هفته نامه صدای اورمیه اوائل سال ۱۳۷۷ به زبانهای تورکی و فارسی شروع به انتشار نمود٬ و در حالی که در انتظار تبديل وضعيت خود از هفته نامه به روزنامه ای با گستره شمال غرب و تهران بود توقیف شد. این در حالیست که صفحات تورکی نشریه نیز چند سال بعد از انتشار تعطیل شده بود. محمد رضا خادم شمس که به خاطر عدم حمایت کافی مراکز دفاع از مطبوعات و حقوق بشر از هفته نامه صدای ارومیه٬ ناراضی است٬ میگوید که در طول این سالها به علت پرداختن به مسائل آذربایجان تذکرات زیادی دریافت کرده است. او می افزاید ائلیاز یکنلی و شهرام یوزباشی از نویسندگان هفته نامه به دلیل فشارهای وارده از مدتها پیش از همکاری با هفته نامه باز مانده بودند. ائلیاز یئکنلی از آذر ۱۳۸۵ در زندان اورمیه به سر می برد.

هفته نامه "نوید آذربایجان" دیگر نشریه توقیف شده در ارومیه است.

 

وضعیت وخیم زندانیان عقیدتی و مذهبی در زندان اورمیه

 

چهار تن از پیروان مسلک اهل حق که از اهالی روستای "اوچ تپه" قوشاچای (میاندوآب) هستند در زندان اورمیه در وضعیت بسیار نامناسبی به سر می برند. این گروه بر اساس رهنمودهای فرقه ای که پیرو آن هستند٬ هیچ غذایی را که از نحوه تهیه مواد اولیه آن اطلاع نداشته باشند نمی خورند. بنا به گفته افرادی که اخیراْ از زندان اورمیه آزاد شده اند مسئولین زندان از یک ماه پیش مانع آوردن نان و هرگونه مواد غذایی ازطرف خانواده این زندانیان به داخل زندان شده اند و این چهار تن در این مدت به شدت ضعیف و بیمار گشته اند. همچنین یکی از این افراد به نام مهدی که هنگام دستگیری از طرف مأمورین نیروی انتظامی در روستای اوچ تپه از پا تیر خورده است به شدت درد می کشد و نیاز به مداوا دارد. تورکهای اهل حق آذربایجان که ازطرف مردم منطقه "علی اللهی" نیزخوانده می شوند از تبعیضهای مذهبی بسیاری رنج می برند. عده ای از ساکنین اهل حق روستای اوچ تپه از زمانی ـ اواخر سال ۱۳۸۲ ـ که اقدام به انتشار مطالبی در مورد فشارها و تبعیضهای وارده بر خود نمودند تحت تعقیب ارگانهای امنیتی قرار گرفتند. انتشار این مطالب در پی آزار و اذیت بسیار شدید و رفتار غیر انسانی با سرباز ۱۹ ساله اهل حق به نام حسین محمدی توسط فرماندهان آموزشگاه انتظامی "امام سجاد" ارومیه صورت گرفت. پنج تن از امضا کنندگان نوشته منتشر شده ازجمله سیفعلی شیری٬ سلطانعلی٬ سهند علی و حسین محمدی بهار ۱۳۸۳ بازداشت و چندین ماه در بازداشتگاه اطلاعات اورمیه زندانی شدند. عده ای از آنها چند ماه بعد پس از آزادی در پی حمله نیروی انتظامی به این روستا جان خود را از دست دادند. آسمک اطلاعات دقیقتری را در این زمینه منتشر خواهد نمود.

 

بازداشت موقت بدون محاکمه فعالان آذربایجانی ادامه دارد 

 

استاد دانشگاه عبدالله عباسی جوان و وکیل دادگستری صالح کامرانی (از ۲۷ مرداد ۱۳۸۶)- سعید متین پور٬ جلیل غنی لو و بهروز صفری (از اوائل خرداد ۱۳۸۶) و جواد حسن پور (از ۱۲ شهریور) همچنان بدون محاکمه و بدون اجازه برای گرفتن وکیل در بازداشت اداره اطلاعات در شهرهای تهران٬ زنجان و اهر به سر می برند. این شش نفر ازملاقات با خانواده محروم هستند. به گفته همسر صالح کامرانی خانم مینا اصغری همسر وی را ممنوع الملاقات کرده اند و او حتی مجاز به تماس تلفنی با خانواده خود نمی باشد. خانم اصغری همچنین نگران سلامت همسر خویش است که از بیماری قلبی رنج می برد. علیرضا متین پور برادر سعید متین پور و لیلا حیدری همسر بهروز صفری نیز از ۶ شهریور دستگیر شده وهم اکنون در زندان زنجان به سر می برند.

 

بازداشتها و احکام صادر شده برای فعالان حرکت ملی آذربایجان

 

مهناز محمدزاده شاعر و دانشجوی تربیت بدنی ورودی ۸۲ دانشگاه اورمیه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و ترویج پانتورکیسم از طرف شعبه یک دادگاه انقلاب اورمیه به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. این دانشجوی اهل خیاو (مشگینشهر) خردادماه ۱۳۸۶ دستگیر و بعد از پنج روز حبس در بازداشتگاه اداره اطلاعات اورمیه با قرار وثیقه آزاد شده بود. مهناز محمدزاده به عنوان مجری مراسمهای شب شعر مؤسسه پلمپ شده "بیلیم یولو" نیز فعالیت داشته است.

 

مصطفی میدان نورد جوان ۲۱ ساله اورمیه ای که به جرم شرکت در اعتراضات خرداد ماه دستگیر شده است و هم اکنون در زندان اورمیه به سر می برد از سوی دادگاه انقلاب اسلامی اورمیه به ۴ ماه حبس تعزیری محکوم شد. میدان نورد از هنگام دستگیری به مدت ۱۲ روز در بازداشتگاه "دوققوز پله" اطلاعات اورمیه تحت شکنجه های جسمی شدید بوده است. 

سیامک میرزائی دانشجوی اهل پارس آباد موغان روز شانزدهم مهرماه دستگیر و یک روز بعد آن آزاد شده است. مأمورین اطلاعات اورا به شدت کتک زده اند. 

 

به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان – آسمک

http://asmek-yeni.blogspot.com

علیرضا جوانبخت سخنگوی کمیته:

quluncu@gmail.com

2  علیرضا جوانبخت قولونجو  | 

«فشار بر فعالان آذربايجان افزايش يافته است»

مريم منظوری

 کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان، آسمَک، گزارش مفصلی درباره بازداشت های موقت بدون محاکمه روزنامه نگاران و فعالان سياسی آذربايجان منتشر کرده است.

در اين گزارش چند صفحه ای، شرح حالی از ده ها روزنامه نگار، فعال سياسی و حقوق بشر، وکيل دادگستری، استاد دانشگاه و اعضای سازمان های غير دولتی آورده شده که در ماه های اخير به  اتهام های مشابه در شهرهای مختلف آذربايجان در ايران، توسط نهاد های امنيتی بازداشت شده اند.
 
عليرضا جوانبخت، سخنگوی کميته دفاع از زندانيان سياسی آذربايجان در گفت و گو با راديو فردا درباره اين بازداشت ها توضيح داده است:

آقای جوانبخت وضعيت زندانيانی که شما می گوييد به دلايل سياسی بازداشت شده اند، در حال حاضر چگونه است؟ 

روزنامه نگاران، فعالان حقوق بشر و فعالان سياسی آذربايجان در سال ۱۳۸۶ با فشارهای جدی تر و بيشتری مواجه شدند. اخبار مربوط به اعمال شکنجه بر آنان در بازداشت زياد شده و خانواده ها تهديد می شوند.

در پی همين تهديد ها، عليرضا متين پور برادر سعيد متين پور و ليلا حيدری همسر بهروز صفری بازداشت شده اند.همچنين حبس های چند ماهه بدون محاکمه داشته ايم. الان سه نفر از زندانيان سياسی آذربايجان بيش از چهار ماه از حبسشان می گذرد در حالی که اين مدت حبس بدون محاکمه در ايران غيرقانونی است.

بيشتر اين زندانيان فعاليت های کاملا مدنی، روزنامه نگاری يا فعاليت هايی در دفاع از حقوق بشر داشته اند.

سعيد متين پور روزنامه نگار است و در نشريات مردم نو زنجان يا نشريه تورکی يارپاق می نوشت. صالح کامرانی وکيل است و وکالت برخی نشريات از جمله نشريه توقيف شده شمس تبريز و بسياری از فعالان سياسی آذربايجان را بر عهده داشت.

عبدالله عباسی جوان استاد دانشگاه است. مساله مهم ديگر اين است که ما اخبار موثقی را دريافت کرديم بويژه از کسانی که در زمان نگهداری سعيد متين پور در زندان اوين او را ملاقات کرده اند، مبنی بر اينکه سعيد متين پور را به منظور گرفتن اعترافات در مقابل دوربين مورد شکنجه قرار داده اند.

در گزارش شما تعداد اسامی که از آنها نام برده ايد خيلی زياد است. آيا اتهام های وارد شده به همه آنها صرفا مربوط به فعاليت های صنفی آنهاست يا اينکه اتهام های ديگری نيز متوجه بازداشت شدگان شده است؟

اتهام هايی که معمولا به فعالان سياسی آذربايجان وارد می شود تلاش برای بر هم زدن امنيت ملی است.

متاسفانه اخيرا درمورد فعالان سياسی که سفرهای خارجی داشته اند، اتهام جاسوسی هم در مواردی داشته ايم؛ ولی در کل اکثر بازداشت شدگان فعاليت های کاملا مدنی داشته اند.

طبق گزارش شما برخی از اين افراد روز دوم اسفند ۱۳۸۵ يعنی روز برگزاری مراسم زبان مادری دستگير شده بوده اند. علتش چيست؟

در مراسم روز دوم اسفند که به مناسبت روز جهانی  زبان مادری يعنی ۲۱ فوريه برگزار شد. دستگيری های بسياری در شهرهای اورميه، نقده، زنجان، تبريز و اردبيل صورت گرفت. تمام کسانی که در اين روز دستگير شدند با اتهاماتی از قبيل  فعاليت های پان تورکيستی محاکمه شدند.

آخرين خبری که از وضعيت افراد بازداشت شده داريد چيست؟

متاسفانه طبق آخرين اطلاعاتی که از خانواده های اين زندانيان دريافت کرديم اميدهای واهی گاهی به خانواده ها داده می شود و همواره به آنان می گويند که هفته آينده اجازه ملاقات خواهيم داد يا اينکه هفته بعد محاکمه خواهند شد، که گاهی از حدود سه ماه قبل و حتی از روزی که افراد دستگير شده اند چنين اميدهايی به خانواده ها داده شده ولی متاسفانه به آنها عمل نشده است.

آيا از تعداد دقيق فعالان حقوق بشر و روزنامه نگاران آذری که در بازداشت هستند و يا به نوعی تحت فشار قرار دارند اطلاع داريد؟

درباره تعداد دقيق نمی توانيم رقم مطمئنی را بگوييم چون مثلا مواردی داشته ايم که خبر بازداشت برخی از زندانيان دو ماه بعد از بازداشتشان به ما رسيده است، ولی الان دست کم سه روزنامه نگار آقايان سعيد متين پور در زنجان، الياس يکانی در اورميه و رضا پاشايی در نقده بازداشت هستند. از فعالان حقوق بشر صالح کامرانی و عبدالله عباسی جوان الان در بازداشت به سر می برند.

اطلاعات شما درباره اين افراد بازداشت شده تا چه حد دقيق است و از کجا جمع آوری شده است؟

تمام اين اطلاعات دقيق است و از خانواده های زندانيان تهيه شده است.

http://radiofarda.com/Article/2007/10/03/f1_javanbakht_interview.html

http://radiofarda.com/Backgrounder/2007/10/03/20071003143520297.html

2  علیرضا جوانبخت قولونجو  | 

گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان - آسمک

(دهم مهرماه ۱۳۸۶ - دوم اکتبر ۲۰۰۷)

 

بازداشتهای موقت بدون محاکمه روزنامه نگاران و فعالان سیاسی آذربایجان به مدت بیش از چهار ماه

 

روزنامه نگاران٬ فعالان حقوق بشر و فعالان سیاسی آذربایجان در سال ۱۳۸۶ با فشارهای بیشتری روبرو شده اند. افزایش شدید شکنجه زندانیان، تهدید خانواده ها، حبس های چند ماهه بدون محاکمه و تفهیم اتهام و بدون وکیل به ویژه از اردیبهشت ماه امسال مهمترین مسائلی است که فعالان مدنی و سیاسی آذربایجان را بسیار نگران کرده است. کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان - آسمک ضمن ارائه گزارش زیر که با تکیه بر منابع موثق و اکثراْ اظهارات اعضای خانواده زندانیان تهیه شده است٬ خواستار توجه ویژه رسانه ها و سازمانهای دفاع از حقوق بشر به این وضعیت بحرانی در آذربایجان است.

 

آخرین گزارشها در مورد زندانیان سیاسی آذربایجان:

سعید متین پور رونامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی شب چهارم خرداد ۱۳۸۶ در حالیکه به همراه همسر خود از یکی از خیابانهای زنجان عبور می کرده به طرز غیر معمولی دستگیر شده است. در این چند ماه او را مرتب از بازداشتگاه اطلاعات زنجان به زندان اوین تهران٬ همچنین زندان زنجان و بالعکس منتقل شده است. اخبار کاملاْ موثقی وجود دارد که متین پور برای دادن اعترافات مقابل دوربین تحت فشار قرار گرفته است. در ادامه این فشارها که شامل تهدید خانواده اشان نیز می باشد، برادر کوچکتر وی "علیرضا متین پور" هم روز ۶ شهریور بازداشت شده است. سعید متین پور نویسنده نشریات یارپاق و مردم نو یک هفته قبل وارد پنجمین ماه بازداشت موقت خود شده است و این در حالیست که تا کنون تماسی با وکیل نداشته و محاکمه نشده است. بنا به گفته چند تن از حقوقدانان آذربایجانی هیچ یک از قوانین موجود در ایران نمی تواند این بازداشت موقت برای سعید متین پور را توجیه می کند. به گفته خانم عطیه طاهری همسر آقای متین پور او در طول این چند ماه هیچ گونه ملاقاتی با همسرش نداشته است. مقامات امنیتی حدود دو ماه  پیش یک بار و تنها به مادر ایشان اجازه ملاقات داده اند. خانم طاهری می گوید: "پنجشنبه پنجو مهرماه برای ملاقات با سعید با ما تماس گرفتند و بعد از اینکه به اداره اطلاعات مراجعه و بیش از یک ساعت در آنجا معطل ماندیم به ما گفته شد که سعید مایل نیست ملاقاتی انجام شود و بعدا با شما تماس گرفته خواهد شد. بعد از مراجعه به منزل سعید تماس گرفت و در مورد دلیل عدم تمایل به ملاقات گفت٬ شرایط جور نبود". خانم متین پور به شدت نگران سلامت همسر خویش است.

گفتنی است که سعید متین پور اول آبانماه  ۱۳۸۵ هنگام بازگشت از سفر ترکیه در مرز اورمیه مورد بازجوئی قرار گرفته و پاسپورت٬ ۳۵ جلد کتاب و ۳ مجله فلسفی به زبان ترکی که از ترکیه خریداری کرده بود٬ ضبط شد. به احتمال زیاد سعید متین پور به خاطر انتقاداتی که از حکومت جمهوری اسلامی ایران به علت نقض حقوق شهروندی ترکهای آذربایجان در نوشته هایش کرده٬ بازداشت شده است. سعید متین پور ۳۲ ساله و فارغ اتحصیل فلسفه از دانشگاه تهران است. او و برادرش علیرضا متین پور قبلاً نیز دوم اسفند ۸۵ مقارن با روز جهاني زبان مادری در زنجان همراه با ضرب و شتم لباس شخصي ها بازداشت شده و پس از تحمل حدود ۱۰ روز حبس در انفرادی  با وثیقه آزاد شده بودند.  

 

بهروز صفری فعال سیاسی اهل زنجان اوایل خرداد ماه امسال دستگیر شده است. علیرغم اینکه همسر ایشان خانم لیلا حیدری به دلیل تهدیدهای اداره اطلاعات هیچگونه خبری در مورد دستگیری ایشان حتی به دوستان و آشنایانشان هم نداده بودند٬ روز ۶ شهریور هنگامی که طی تماس قبلی برای ملاقات همسرش مراجعه کرده بودند ایشان هم دستگیر شدند. متاسفانه اخبار زیادی در مورد بهروز صفری که احتمالاْ در زنجان و در بازداشتگاه اداره اطلاعات به سر می برد٬ وجود ندارد. بهروز صفری روز دوم اسفند ۸۵ مقارن با روز جهاني زبان مادری در زنجان دستگیر و پس از تحمل ۱۰ روز حبس در انفرادی  با قرار وثیقه آزاد شده بود.

به گفته خانواده خانم لیلا حیدری ایشان به زندان زنجان انتقال داده شده است. گفتنی است که فروشگاه  "چیچک" ( به معنی شکوفه) که با مدیریت خانم لیلا حیدری اداره میگردید٬ سال قبل با فشار اداره اماکن و اطلاعات زنجان تعطیل گردید. فروشگاه چیچک به عرضه کتاب٬ کاست و محصولات فرهنگی به زبان ترکی آذربایجانی می پرداخت.

 

جلیل غنی لو فعال سیاسی اهل زنجان ۵ خرداد امسال در زنجان دستگیر شده و بعد از مدتی به زندان اوین و سپس دوباره به زندان زنجان انتقال داده شده است. آقای جلیل غنی لو طی این مدت تنها یکبار با خانواده ملاقات داشته است. توکل غنی لو برادر ایشان با اعلام اینکه بعد دستگیری برادرش فقط یک بار موفق به دیدن او شده می افزاید: "وقتی از برادرم در مورد پرونده و اتهام وارده سوال کردم٬ او با خنده از من خواست که وارد جزئیات نشوم." به گفته توکل غنی لو هنوز اجازه گرفتن وکیل به آنها داده نشده٬ و جلیل محاکمه نشده است.

 

آقای غنی لو پیش از این در دوم اسفند ۱۳۸۵ همزمان با روز جهانی زبان مادری نیز بازداشت شده و پس از ۲۶ روز بازداشت در سلول انفرادی در زندانهای زنجان و بند ۲۰۹ زندان اوین به قید وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد شده بود. به گفته برادرش جلیل در پی بازداشتش در روز جهانی زبان مادری در زنجان در بند ۲۰۹ زندان اوین مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفته بوده است.

 

صالح کامرانی وکیل دادگستری آذربایجانی شب شنبه ۲۷ مرداد از یک مجلس عروسی در شهرستان کرج توسط نیروهای امنیتی ربوده و به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال داده شد. بنا به گفته مینا اصغری همسر آقای کامرانی ایشان ممنوع الملاقات شده٬ اجازه گرفتن وکیل ندارد و هنوز تفهیم اتهام نگشته است. خانم اصغری برای عدم پیگیری وضعیت همسرش تحت فشار نیروهای امنیتی قرار گرفته است. به گفته ایشان بعضی اوقات تلفن منزلشان را هم قطع می کنند.

صالح کامرانی وکیل مدافع تعدادی از فعالان سیاسی آذربایجان و همچنین نشریه توقیف شده شمس تبریز بوده است. او چندین بار از طرف وزارت اطلاعات تهدید شده بود تا از پذیرش پرونده های فعالان سیاسی آذربایجانی امتناع کند.

آقای کامرانی همچنین به علت آنکه در برخی از مصاحبه های خود با خبرگزاریها و مطبوعات بسیاری از قوانین حقوقی جمهوری اسلامی در زمینه مطبوعات٬ زندانیان سیاسی٬ انتخابات و ...  را نا کارآمد ارزیابی کرده٬ تحت فشار قرار داشته است.

او بعد از اعتراضات گسترده ترکهای آذربایجان در خرداد ماه ۱۳۸۵ دستگیر و بیش از شش ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و زندان اوین تهران بازداشت گردیده بود. 

 

عبدالله عباسی جوان فعال آذربایجانی و استاد دانشگاه شهید رجائی تهران روز ۲۷ مرداد ماه توسط مامورین اطلاعات در تهران دستگیر و به بند ۲۰۹ زندان اوین تهران که در اختیار وزارت اطلاعات است انتقال داده شده است. پس از دستگیری عبدالله جوان منزل او در تهران تفتیش شده٬ کامپیوتر و قسمتی از کتابها و وسایل شخصی او را ضبط کرده اند. برادر بزرگ ایشان یدالله عباسی که برای پیگیری وضعیت برادرش چنین بار از نقده به تهران سفر کرده موفق به دیدن او نشده است. با اینکه به او گفته بودند که روز دوشنبه ۹ مهر می تواند برادرش را ملاقات کند٬ او پس از چندین ساعت انتظار مقابل زندان اوین برادرش را ملاقات نکرده است. به گفته یدالله عباسی جوان آنها هیچ چیز در مورد اتهام برادرش به آنها نگفته اند. عبدالله عباسی اهل شهرستان نقده واقع در جنوب آذربایجان غربی و ساکن تهران است. او وکیل مدافع ندارد.

 

جواد حسن پور فعال اهری حرکت ملی آ‌ربایجان که ساکن تبریز می باشد روز ۱۲ شهریور در منزل شخصی خود بازداشت شده است. اتهام جواد حسن پور در رابطه با تظاهرات روز چهرم خرداد ۱۳۸۵ در اهر می باشد. مامورین هنگام دستگیری وی کامپیوتر همسر ایشان و مقادیری کتاب٬ جزوه و سی دی متعلق به او و همسرش را با خود برده اند. به گفته ائلناز حسن پور (بیانی) همسر جواد حسن پور|٬ او از زمان دستگیری همسرش تا کنون دیداری با او نداشته است و برای تماس تلفنی هم  ۲۰ روز بعد از دستگیری اجازه داده اند. حسن پور هم اکنون در بازداشت اداره اطلاعات اهر به سر می برد و دادستان تیموری به منظور بازجویی از طرف مامورین اطلاعات و انجام تحقیقات دو ماه قرار بازداشت صادر کرده است. دادستان تیموری به درخواست خانم حسن پور جهت دریافت دستگاه کامپیوتر که قسمتهایی از پایاننامه کارشناسی ارشد ایشان در آن ذخیره شده٬ پاسخ منفی داده است. دادستان اظهار کرده است: هر گونه کمک به جواد حسن پور فرد کمک کننده را نیز به دردسر خواهد انداخت. جواد حسن پور قبلاْ نیز یک بار در اسفند ماه ۱۳۸۴ توسط نیروهای وزارت اطلاعات در اهر دستگیر و بعد از ۵ روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شده بود. همچنین دو برادر او به نامهای رضا و عوض پس از اعتراضات گسترده خردادماه ۱۳۸۵ در شهرهای آذربایجان بازداشت شده و پس از چند هفته با قرار وثیقه آزاد شده بودند. عوض حسن پور اخیراْ به شش ماه حبس و ۷۰ ضربه شلاق تعزیری محکوم شده است.

امیر عباس بنای کاظمی فعال حرکت ملی آذربایجان در تبریز روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ مامورین اداره اطلاعات تبریز او را در منزل خویش دستگیر کرده اند. او حدود یک ماه در یکی از بازداشتگاههای اطلاعات تبریز تحت شکنجه در بازداشت بوده و بعد از فرستاده شدن به بند ۹ زندان تبریز نیز گهگاهی موقتاْ به بازداشتگاه اطلاعات سپاه تبریز منتقل گشته است. مادر امیر عباس که یک بار با فرزند خود ملاقات کرده٬ بخش ترکی آذربایجانی رادیو آمریکا چنین می گوید: "وضعيت فرزندم نامناسب است، او به شدت شکنجه شده است و در اثر شکنجه های جسمی دندانهایش شکسته و صورتش کبود شده است. سلامت امیر در نتیجه شرایط سخت زندان به مخاطره افتاده است."

بنا به گفته پدر امیر او چهار ماه پس از بازداشت موقت روز ۲۵ شهریور در دادگاه انقلاب تبریز محاکمه و از طرف قاضی علی اکبری به ۲ سال زندان محکوم شده است. پدر امیر عباس حکم صادره برای پسرش را٬ که به گفته او خواسته جز حقوق فرهنگی ملت آذربایجان ندارد٬ بسیار ناعادلانه می داند.

ودود سعادتی فعال ۳۵ ساله اردبیلی روز دوشنبه ۲۶ شهریور دستگیر و در بازداشتگاه اداره اطلاعات اردبیل به شدت شکنجه شده است. بنا به گزارشهای رسیده از منابع موثق مامورین جهت گرفتن اعتراف به شدت او را کتک زده اند. ودود سعادتی خرداد ماه ۱۳۸۵ به جرم شرکت در تظاهرات اعتراضی مردم اردبیل بر علیه کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران بازداشت و به تحمل شش ماه زندان و پنجاه ضربه شلاق محکوم شده بود. او را همچنین خردادماه ۱۳۸۶ برای بار دوم دستگیر و پس از چند روز بازجویی به قید وثیقه آزاد کرده بودند. ودود سعادتی هم اکنون در زندان اردبیل به سر می برد.

 

همچنین دو فعال دیگر اردبیلی به نامهای آصف ابراهیم زاده و رضا غنی زاده روز ۲۶ شهریور بازداشت و پس از بیش از ۱۰ روز بازجویی در بازداشتگاه اداره اطلاعات همراه با ضرب و شتم آزاد شده اند. عسگر اکبر زاده دیگر فعال اردبیلی جهت گذراندن حکم حبس ۴ ماهه که به دلیل شرکت در تظاهرات اول مهر ۱۳۸۵ در اعتراض به عدم تدریس زبان ترکی در مدارس دریافت کرده بود٬ روانه زندان اردبیل گشته است.

علی شادی کرمجوان از فعالان حرکت ملی آذربایجان در تبریز روز دوشنبه ۲۶ شهریورماه هنگام بازگشت از شهرستان سراب توسط مامورین اداره اطلاعات دستگیر شد. این فعال سیاسی ۳۸ ساله خردادماه سال گذشته در جریان اعتراضات گسترده ترکهای آذربایجان به چاپ کاریکاتور توهین آمیز در روزنامه دولتی ایران، توسط اداره اطلاعات شهر سراب دستگیر و پس از تحمل دو ماه حبس در زندان سراب با قرار وثیقه آزاد شده بود. او بعد از آزادی به اتهام تبلیغ علیه نظام و پخش کتابهای ترکی در دادگاه انقلاب سراب محاکمه و به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود٬ که بعد از اعتراض به ۶ ماه تخفیف داده شد. وی برای بار دوم در روز یک خرداد ۱۳۸۶ به جرم شرکت در تظاهرات دستگیر و پس از تحمل ۲۶ روز حبس که ۸ روز آن در بازداشتگاه اطلاعات تبریز و همراه شکنجه شدید بود٬ با قرار وثیقه آزاد گشت. به گفته همسر ایشان دستگیری آقای شادی به خاطر اجرای حکم ۶ ماه زندان وی می باشد. او هم اکنون در زندان تبریز به سر می برد.

همچنین آقای جواد رجب زاده یکی از فعالین حرکت ملی آذربایجان که چندی پیش در تبریز توسط نیروهای اطلاعاتی بازداشت شده بود  پس از  بازجویی با تامین وثیقه ای به ارزش ۲۰ میلیون تومان از زندان تبریز آزاد شد.

ائلیاز یکانی(یئکنلی) روزنامه نگار و از نویسندگان هفته نامه توقیف شده "صدای اورمیه" در زندان اورمیه دچار بیماری اعصاب شده است. ایشان در نامه ای که چند ماه پیش منتشر کردند، شکنجه های ماموران اطلاعات را سبب بروز این بیماری دانسته اند. به گفته خواهرش او از نظر جسمی و روحی کاملاْ تعغییر کرده و در وضعیت نامناسبی به سر می برد. خانواده ایشان خواستار انتقال او به بیمارستان هستند. ائلیاز از ۲۱ آذر ۱۳۸۵ در زندان اورمیه است.

شهناز غلامی فعال سیاسی آذربایجان و فعال حقوق زن در تبریز که روز ۲۱ آگوست ۲۰۰۷ توسط نیروهای اداره اطلاعات تبریز دستگیر و بعد از ۲۲ روز از زندان تبریز آزاد شده بود منتظر محاکمه خویش است. به گفته خانم غلامی ایشان تمام مدت حبس را به جز ۴ روز که در بند قاتلین و همچنین بند متهمین به فساد اخلاقی بوده اند در انفرادی نگهداری شده است. وی عضو انجمن روزنامه نگاران زن ایران (رزا) است.  

 

سایر زندانیان سیاسی آذربایجان نیزوضعیت مناسبی ندارند. هم اکنون به جز عبدالله عباسی جوان٬ سعید متین پور٬ صالح کامرانی٬ جلیل غنی لو٬ بهروز صفری٬ لیلا حیدری (صفری)٬ علیرضا متین پور٬ جواد حسن پور٬ ودود سعادتی٬ علی شادی٬ عسگر اکبرزاده و امیر عباس بنای کاظمی عده دیگری از جمله هادی حمیدی شفیق و مهدی نوری (ائلمان)- دانشجویان زندانی در اورمیه٬ ابراهیم معینی و رضا پاشایی (روزنامه نگار) - فعالان نقده ای٬ حسین فروهیده (خطیبی) و ایرج ناجی - که به جرم جاسوسی برای ترکیه در خوی زندانی هستند٬ عباس لسانی (زندانی سیاسی شناخته شده اردبیلی) و مسعود سلطانی - در زندان اردبیل٬ در حبس هستند.

احکام صادره برای فعالان:

 ابراهيم جعفرزاده فعال سیاسی و فرهنگی آذربایجان٬ دبير سابق و از اعضاي هيأت مؤسس موسسه غیر دولتی "اورين" خوی (NGO) از سوی دادگاه انقلاب خوی به یک سال حبس تعزیری٬ دو سال تبعید به برازجان٬ سه سال محرومیت از فعالیتهای اجتماعی - سیاسی و محروميت از نمايندگي مجلس و نمايندگي شورا به مدت يک دوره محکوم شده است. جعفرزاده از سال ۱۳۷۸ تا کنون شش بار توسط مامورین امنیتی بازداشت شده است. او آخرین بار در روز دوم اسفند ۱۳۸۵ (روز جهانی زبان مادری) به اتهام حمایت از گروههای پان ترکیست دستگیر و پس از تحمل ۲۴ روز حبس موقت با قرار وثیقه آزاد شده بود.

از طرف دیگر شیرزاد حاجیلو دانشجوی دانشگاه آزاد خوی و دبیر کنونی موسسه اورین از سوی دادگاه انقلاب خوی (قاضی نوروزی) به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با گروههای پان ترکیست به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد.  

بسیاری از فعالن حرکت ملی آذربایجان با حکم شلاق نیز روبرو بوده اند. از جمله اینها ۲۴ فعال اهری هستند که حکم آنها به جرم برپایی و شرکت در تظاهرات روز چهرم خرداد ۱۳۸۵ در اهر اخیراْ صادر شده است. اسامی این ۲۴ نفر به قرار زیر است:

محکوم شدگان به شش ماه حبس و ۷۰ ضربه شلاق تعزیری: افشین بزاز قدیم - کریم کارگر -  مرتضی شکری سرقینی - عوض حسن پور

دو سال و شش ماه حبس و ۷۰ ضربه شلاق تعزیری: فرهاد حیدری

شش ماه حبس و ۵۰ ضربه شلاق تعزیری که به مدت ۵ سال تعلیق می شود: انوشیروان طهماسبی - رامین ایل غمی - رامین بخشی - حسین صفرنیا - فرید (وحید) برزگر - مهراد حیدر پور - محمد جعفری - مهدی سلیمانی - پرویر باقری - جلال اسفندیاری - رضا سلمانزاده - ناصر آخشی - ابوالفضل دوست محمدی - رضا سلیمانی - پرویز قانع - ابراهیم زلفی - امید سیفی - مجتبی جاملو

 

همچنین عده بسیاری در شهرهای مختلف آذربایجان منتظر صدور حکم و یا اجرای حکم صادر شده هستند. بیشتر این افراد با قرار وثیقه از بازداشت موقت آزاد شده اند.

به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان - آسمک

علیرضا جوانبخت سخنگوی کمیته:

quluncu@gmail.com

2  علیرضا جوانبخت قولونجو  | 

دفاع از سعید متین پور دفاع از آزادی بیان است

 

علیرضا جوانبخت قولونجو

 

سعید متین پور فارغ التحصیل فلسفه از دانشگاه تهران٬ فعال حقوق بشر٬ نویسنده و روزنامه نگار است. او همچنین یک روشنفکر خونسرد و آرام می باشد و معتقد به حل و فصل امور با بحث و گفتگو.

فعالیتها و نوشته های سعید متین پور به خوبی می تواند نشانگر این واقعیت باشد که حرکت هویت طلبانه ترکهای آذربایجان٬ تلاش برای دستیابی به دموکراسی٬ آزادی بیان و احترام به حقوق بشر را به موازات مبارزه با ستم ملی بر آذربایجان به پیش می برد. و توجه به همین واقعیت نیز از احتمال اینکه حاکمیت بخواهد با ساکت کردن امثال سعید متین پور و همفکران او مبارزه هویت طلبانه آذربایجان را به سمت پرخاشگری و خشونت سوق دهد٬ ما را نگران می کند.

 

 سعید متین پور شب چهارم خرداد ۱۳۸۶ در حالیکه به همراه همسر خود از یکی از خیابانهای زنجان عبور می کرده به طرزی غیر معمول دستگیر شد. هیچ کس از اطرافیان او حتی خانواده اش از محل نگهداری سعید متین پور اطلاعی دقیقی ندارند. در این چند ماه او را مرتب از بازداشتگاه اطلاعات زنجان به زندان اوین تهران٬ همچنین زندان زنجان و بالعکس منتقل کرده اند. اخبار کاملاْ موثقی وجود دارد که متین پور برای دادن اعترافات مقابل دوربین تحت فشار قرار گرفته است. یکی از فعالین دانشجویی که از زندان اوین آزاد شده و سعید را در آنجا دیده است٬ میگوید: سعید به شدت شکنجه گشته است و او را به جاسوسی متهم کرده اند. اتهامی که اخیراْ در مورد بسیاری از فعالان آذربایجانی مطرح گشته است. خانم عطیه طاهری همسر سعید متین پور تنها از طریق چند مکالمه کوتاه تلفنی با همسرش ارتباط داشته است٬ مکالمه ای که متین پور فرصت یافته است چند بار جمله "بدان که من زنده ام" را تکرار کند. او در مدت نزدیک به ۴ ماه حبس خود تنها یک بار با مادر خود ملاقات کرده است.

 

جلیل غنی لو و بهروز صفری که همزمان با او در زنجان دستگیر شدند نیز وضعیتی مشابه او را دارند و همچنین صالح کامرانی (وکیل آذربایجانی)٬ عبدالله عباسی جوان (استاد دانشگاه)٬ علیرضا متین پور (برادر سعید) و لیلا حیدری (همسر بهروز صفری) که مدتی بعد از آنها دستگیر شده اند. به جز سعید متین پور دور روزنامه نگار دیگر آذربایجانی در حبس هستند. الیاز یئکنلی از نویسندگان هفته نامه توقیف شده "صدای ارومیه" و رضا پاشایی مدیر اجرائی هفته نامه "پیام سولدوز" (نقده) در زندان اورمیه و نقده هستند. 

 

سعید متین پور اول آبانماه  ۱۳۸۵ هنگام بازگشت از سفر ترکیه در مرز اورمیه مورد بازجوئی قرار گرفته و پاسپورت٬ ۳۵ جلد کتاب و ۳ مجله فلسفی به زبان ترکی که از ترکیه خریداری کرده بود٬ ضبط شد. متین پور در نامه ای که در تاریخ هفدهم آبانماه خطاب به مدیر کل اداره اطلاعات آذربایجان غربی نوشته٬ ما وقع را این گونه بیان کرده است:

"به استحضارمي رساند، اينجانب سعيد متين پور ساكن و اهل زنجان درتاريخ اول آبانماه جاری ساعت حدود ۹:۳۰ صبح به هنگام بازگشت از سفر تركيه توسط ماموران اداره اطلاعات در پاسگاه مرزی "سرو" متوقف شدم. دو مامور مستقر در كيوسك جنب پاسگاه انتظامی اقدام به تفتيش چمدان، كوله، لباسها، و بدن من نمودند و درضمن آن سوالاتي اكثرا غير قانوني و مربوط به مسائل شخصي مي پرسيدند. براي نشان دادن حسن نيت و تسريع كار به برخي از سؤالات جواب دادم.علت سفر خود را به تركيه و شهر محل اقامت رابيان كردم. اما ايشان كه دفترچه های تلفن و يادداشت را نيز ورق به ورق تفتيش مي كردند نام صاحب دو شماره تلفن را سوال كردند كه البته اين امری كاملاًً شخصی است و ضمن يادآوري غيرقانوني بودن سوالات از جواب دادن خودداری كردم. ماموران در پايان كار تفتيش، ۳۵ جلد كتاب و سه مجلد مجله و جزوه را كه اكثراً از تركيه خريداری كرده بودم به همراه دو جلد دفترچه يادداشت كه يكي ازآنها كاملا سفيد و استفاده نشده بود و از ديگری فقط در يك صفحه چند سطر نوشته شده بود به كناری نهادند و از من خواستند تا زمان تعيين تكليف و اخذ نظر از مركز صبر كنم.

بيش از يك ساعت گذشت و مامور ديگري كه مسن تر از اين دو مامور بود آمد.او بدون اينكه حتي عرف مرسوم در هنگام ملاقات دو شخص را به جا آورد و به خاطر وقفه اي كه در سفر پيش آورده اند عذرخواهي كند مرا متهم به جاسوسی برای سازمان اطلاعات تركيه كرد. اتهام وی را بي پاسخ نگذاشتم و گفتم اين اتهام بايد در دادگاه ثابت شود. اما مامور جديدالورود فرياد كشيد برو در هر جا كه می خواهی بگو. بگو كه من اين حرفها را زدم و اسمم هم "علی" است..." 

 

او در انتهای نامه از اداره اطلاعات خواسته است پاسپورت و کتابهایش را به او بازگردانند:

"... مستحضريد كه اولا سوال و جواب ماموران وجهه قانونی ندارد و از قبيل تفتيش عقايد است.ثانيا كليه اجناس و اموال خارجی توقيفی در داخل مملكت بايد مورد بررسي كارشناسان گمرك قرار گيرد و نهايتا در مورد كتب و مجلات كارشناسی وزارت ارشاد ملاك خواهد بود. اما با وجود گذشت بيش از پانزده روز از زماني كه كتب و جزوات مذكور توقيف شده اند اداره اطلاعات نه خود جوابگوست و نه به گمرك يا اداره ارشاد راهنمايی شده ام. ثالثا توقيف پاسپورت قانونی، چه صورتی دارد؟و چرا تا به امروز عودت داده نشده است؟ خواهشمند است به عنوان مقام مسئول، در اين مورد دستورات لازم جهت عودت پاسپورت و اعلام نتيجه نهايي بررسي كتب را صادر فرماييد."

 

متین پور چند ماه بعد از این حادثه روز دوم اسفند ماه ۱۳۸۵ مقارن با روز جهانی زبان مادری نیز در زنجان همراه با ضرب و شتم لباس شخصی ها بازداشت شده و مدت ۱۰ روز در سلول انفرادی به سر برد. او چند روز بعد از آزادی از زندان در  وبلاگ * خود چنین نوشت:

"فکر می کنم آرمان اجتماعی و وظیفه روشنگری ما در این برهه زمانی اولویتی است که به راحتی زندگی عادی ترجیح دارد.  و سخنی دیگر؛ به بدترین وجه و با تمام امکانات ملت مورد حمله قرار گرفته ایم. بخشی از ملت آذربایجان و ملل دیگر ایران مامور سرکوب حرکت آزادیخواهانه و ملی تورک شده اند. در زندان متوجه شدم که سعی بر این است ما با زندانیان دیگر تماس نداشته باشیم و از طرفی ماموران را بر علیه ما تحریک می کنند. یکی از دوستان بازداشت شده می گفت ماموری که ما دستگیر و ضرب و شتم کرده بود بعد در بازداشتگاه به زبان ترکی داد می زد من ترک نیستم و می خواهم فارس باشم."

 

 او بارها طی نوشته هایی در وبلاگ خود٬ به رفتار غیر قانونی دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران با محبوسان سیاسی اعتراض کرده است. او در نوشته ای در مورد رفتارهای غیر قانونی با رضا عباسی عضو موسس کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آسمک) که مدت ۱۱ ماه در زندان زنجان به سر برد چنین می نویسد (در آن تاریخ رضا عباسی در زندان زنجان به سر می برد):

"... شهادت مي دهم: چنان نيست كه در دادنامه آمده و ذكر شده است كه رضا عباسي توان ارائه كفالت نداشته است بلكه از زمان بازداشت وي بارها خواهر، خواهر شوهر، پدر و مادرش به دادسرا و دادگاه انقلاب مراجعه كردند و خواهان كفالت رضا عباسي شدند اما قضات قبول نكردند.

شهادت مي دهم: به اتفاق يكي از اقوام رضا به تهران رفتيم و با آقاي محمد علي دادخواه وكيل دعاوي براي قبول وكالت صحبت كرديم. وي با كمال تواضع ما را پذيرفت و خود و دستيارش وكالت رضا عباسي را برعهده گرفتند. چند روز بعد دستيار محترم به زنجان آمد اما نه دادگاه اورا پذيرفت و نه رئيس زندان به وكيل اجازه ملاقات با موكش را داد در حالي كه وكيل مطابق قانون اين حق را داشت. در نهايت اداره اطلاعات از پدر رضا عباسي خواست تا از گرفتن وكيل صرف نظر بكند.

شهادت مي دهم: رضا عباسي در آزمون ورودي سازمان تامين اجتماعي قبول شد اما اداره اطلاعات زنجان به او صلاحيت استخدام نداد.از رضا در جلسات پي در پي بازجويي در اداره اطلاعات خواستند تا تعهد دهد ديگر هرگز فعاليت نداشته باشد.

شهادت مي دهم: رضا عباسي از زمان بازداشت به مدت چهار ماه در بخش قرنطينه زندان زنجان محبوس بوده است و در اين زمان گاهي با متهمين به قتل هم سلول گشته است.

شهادت مي دهم: رضا در دوران بازجويي تحت فشار بوده است تا بر عليه ديگري اعتراف كند و يا توبه نامه بنويسد. اما رضا به هيچكدام از اين خواسته ها گردن ننهاده است..."

 

او در آخرین نوشته خود با عنوان "ماموریتهای جدید پلیس ایران" که ۵ روز قبل از دستگیری منتشر کرده است٬ از سیاست خارجی یک بام و دو هوای جمهوری اسلامی در رابطه جنبشهای اسلامی نقاط مختلف را به نقد می کشد: 

"در عمل دیده ایم نظام سیاسی ایران علی رغم  ناکارآمدی ها،  در نهادهایی که وظیفه صیانت از قدرت را دارند دقیق و علمی و در مواجهه با اجرای احکام و سنت اسلامی نیز تا زمانی مقید است که قدرت به خطر نیافتد. حتی فراتر از این به واقع اخوت اسلامیش نیز بر اساس تمایلات ملی گرایانه ایرانی برای استفاده در بازیهای منطقه ای بوده است. رژیم ایران با اینکه به ظاهر خود را به خاطر حزب الله لبنان و یا حماس فلسطین با غرب درگیر می کند اما در مقابل بلایا و مسائل مسلمانان در قره باغ، چچن، کشمیر، قبرس و جاهای دیگر سکوت می کند و گاهی نیز مهاجمان به ایشان را یاری می نماید."

 

او در همین مقاله از سپرده شدن برخی از ماموریتهای وزارت اطلاعات به پلیس ایران (نیروی انتظامی) خبر می دهد:

"در واقع عملکرد پلیس نشان می دهد برای سرکوب جنبشهای اجتماعی بخشی از وظایف گذشته وزارت اطلاعات و سپاه پاسدارن را به ناجا سپرده اند تا به این ترتیب شکل کار علنی و قانونی به نظر آید و ارعاب را سریعتر در بین مردم جاری ساخته و ترس را به درون آحاد مردم، لایه ها و طبقات مختلف ببرد. در تجربه بازداشت در اسفند ماه گذشته، گوشه هایی از درون ناجا را نیز ملاحظه کردم. در سالهای گذشته ماموران اداره اطلاعات و حفاظت نیروی انتظامی مثلا به راحتی نام سازمانی و اطلاعاتی خود را لو می دادند اما این بار نیروهای جدیدی به آنها ملحق شده بودند و بازجوی حرفه ای داشتند."

 

۳ روز دیگر سعید متین پور در حالی وارد پنجمین ماه حبس خود خواهد شد٬ که هیچ یک از نزدیکان وی به طور دقیق محل نگهداری او را نمی دانند٬ به او هنوز اجازه گرفتن وکیل نداده اند٬ در ادامه فشارهای جسمی و روحی وارده بر متین پور که شامل تهدید خانواده او نیز می باشد٬ برادر کوچکترش علیرضا نیز روز ۶ شهریور دستگیر شده و هنوز بلاتکلیف در بازداشت به سر میبرد٬ به خانواده او به خصوص همسرش در خصوص عدم اطلاع رسانی در رابطه با فشارهای وارده هشدار داده شده است٬ اخباری موثقی از شکنجه وی جهت مجبور کردن او به اعتراف جلوی دوربین در دست است.

 

سعید متین پور به حمایت همه جانبه نویستدگان و روزنامه نگاران٬ فعالان فرهنگی و سیاسی و مجامع بین المللی دفاع از حقوق بشر نیاز دارد. و بی شک حمایت از سعید حمایت از آزادی بیان٬ دموکراسی و حقوق بشر است.

 

http://zenganli.blogfa.com*

 

2  علیرضا جوانبخت قولونجو  |